کوله بارم را روی دوشم میگذارم و به راه می افتم،خسته ام گرسنه ام تشنه ام و آفتاب که تمام توانش را بکار میگیرد تا توان راه رفتن را از من بگیرد اما من همچنان میروم و از پا نمی افتم چرا که نذر کرده ام غروب روی
قله باشم.روی قله دیگر هیچ. حسرتی نخواهم داشت و تمام ارزوهایم در انجا. بی ارزش خواهند شد...
توهم چنین کن.
برچسب: قله دماوند,قلة,قله سبلان,قله اورست,قله توچال,قلهک,قله قاف,قله دنا,قله درفک,قله سیالان,
نویسنده: پندار کاظمیان
تاريخ: چهارشنبه
24 شهريور
1395 ساعت: 8:33